واما امروز،،، که مامانی وبابایی صبح زود زود ازخواب پاشدندتا برن اکوگرافی
دیشب تاصبح دلم هزار راه رفت که توی این دوماهه چه تغییراتی کردی
هرچند دیگه ازبس کتاب خونده بودم همشو ازبربودم
خلاصه راه که افتادیم به باباییت گفتم بیا یه کم احساس بترکونیم

یه نظری یه حرفی یه جیغ بنفشی سروصدایی ،،،،
که باباییتون فرمودن چه فرقی می کنه مگه کسی برامون احساس ترکونده
اینم حرفی بودهااااا

آروم و بی سروصدا از پله های hopitale sud بالا رفتیم
دیدیم دکتر جان با آرامش تمام منتظرما که اولین مریضش بودیم
و کمی هم تاخیر داشتیم ٍ روی صندلی لم دادند
واما اکوگرافی که شروع شد کلی ذوق کردم همه چیز کلی تغییر کرده بود ٍ
ستون فقرات ، قلبی که تپشش کاملا دیده می شد، دست وپاو۵ تا انگشت هرکدوم
دونیمه مغز، چشم وگوش ومعده و،،، وای وای همه چی ترانسپارانت وشفاف
دیگه حسابی پیچیده شده بود نسبت به آنچه قبلا دیده بودیم

واما سوال اساسی که باید در این جلسه می پرسیدیم
دو دفعه ای ازمسیو دکتر که سرش به کارش حسابی گرم گرم بود سوال کردیم
نکنه اکوگرافیه تموم بشه و بگه ٌ
désolée متاسفم بایدزودتر می گفتیدٌآخه اینجا انگار یا کسی نمی پرسه یا اصلا نبایدبپرسه یا شاید اصلا اهمیت نداره
که جنسیت بچه را مشخص کنند ، می گن تا زمان تولدش صبر می کنیم دیگه
اینم برای خودش نظریه هااا
بگذریم بالاخره از شنیدن صدای قلب وترسیم دیاگرامش که فارغ شد فرمودند
ٌدر نهایت ٌ
وما هم منتظرموندیم ببینیم ازدهان مبارک چه کلمه ای خارج می شه
une fille یا
un garcon ،هی از سر شروع می کرد اندازه می زد
سرودست وپا وشکم وهمه رایه سری کامل دیگه چک کرد ودقیقا در زمانی که
این آقارضای دوربین به دست، دکمه توقف دوربین را زدند
مسیو خیلی سریع ،بی مقدمه ،در حال برخاستن ازجا وخاتمه دادن به اکو
یک کلمه ای راذکرکردند که بی اختیار بابای بچه را ازجا ترکوند

و دست به دامن مسیو که اگر ممکنه این کلمه را تکرارکنید من فیلم نگرفتم
و جمله
il est un garcone به این ترتیب تکرار شد
البته لازم به ذکره که مامان بچه هم ۵ دقیقه ای روی تخت می خندید
هم ازاینکه بچه اش سالمه هم از اینکه صاحب یه کاکل زری شده

آخه میدونید که مامانی هیچوقت داداش نداشته به عمرش