تبليغاتX
تورامن چشم در راهم ... - سال جدید
سال ۱۳۸۵ هم تا چند ساعت دیگه شروع می شه واین دومین تحویل سال و نوروزیه که دور ازخانواده ودونفری خواهیم بود
و البته در انتظار شخصیت سوم زندگی مشترکمون ،
تا دیروز من ورضا فکرمی کردیم تحویل سال فرداست ومثل شبهای عید ایران ، کارامونو گذاشته بودیم دقیقه نود انجام بدیم،
برای همین امروز بدوبدو رفتیم گل وگلدون وماهی و....این طور چیزا بگیریم ،منم قراره شیرینی پزون راه بندازم ، البته یه کوچولو نه بیشتر،



وای چقدر مزه داره چیدن سفره هفت سین که همیشه یه سین یا دو سینش کم میاد ،
امسال همچی بفهمی نفهمی سبزه ام هم جون گرفته وسین هامون هم جور شده ،
این هم ازپا قدمٍ پسر گلم ، پسرمامان هم ازوقتی حال وهوای عید و احساس کرده ، حالا پانزن کی پابزن !!
! دیگه شمارش معکوس را باید شروع کنم ،
هرچنداینجا با این هوای ابری بوی عید وحال وهواش خیلی احساس نمی شه ولی بازم برای ما یاد کردنش کلی مزه داره
یه شروع بهاری ، شکوفه ، گل وبلبل ، صدای تیک تیک ساعت و تحویل سال ، عید دیدنی ، آجیل وشیرینی
وشکلات و کلی خوردنی های جورواجورو.....

خداوندا در این سال جدید دلهامونو ازغبارهایی که ناخواسته در این یک سال برآن نشسته وما ناتوان از خانه تکانی آن هستیم ، پاک کن ،
پدر مادر همسر وفرزندمون را در پناهت حفظ کن ، بهار را برایمان شروعی از افکار و ذهنیات سازنده قراربده ،
صلح رابه مردمان جهان بیاموز وفطرت را در وجودمان زنده نگهدار تا به اصول و تعهدات زندگی اجتماعی مان پایبندبمانیم ،،،،

+ Mon 20 Mar 2006ساعت 11:42 AM توسط آرزو |